[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
درباره گروه معارف::
معرفی افراد::
امورپ‍ژوهش::
کتابخانه گروه::
امورآموزشی::
اخبار::
آلبوم تصویری::
پایگاه های مفید::
مقالات درس اخلاق اسلامی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
لطفا نظرتان را درخصوص سایت گروه معارف بیان فرمایید.
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
rss

AWT IMAGE

..
جزوات درسی
..
:: 110 کلمه از کلام قصار امیرالمومنین علیه السلام ::

 110 حکمت  در کلام  امیر المومنین علی (ع)
1- البخلُ عارٌ، و الجبنُ منقصهٌ: بخیل بودن ننگ است و ترسو بودن کاستی می‏باشد.

2- و المُقِلّ غریبٌ فی بَلْدته: تهیدست در شهرش نیز بیگانه است.

وان را که بر مراد جهان نیست دسترس در زاد بوم خویش غریب است و ناشناخت‏

3- العجز آفه، و الصبر شجاعه: ناتوانی آفت است و شکیبایی دلاوری می‏باشد.

4- العلم میراثٌ کریمهٌ: دانش میراث گرانقیمتی است .

5- صدُر العاقل صندوقُ سّرِه: سینه خردمند، صندوق راز اوست .

6- و البَشاشهُ حِبالُه المَودّه: گشاده رویی دام دوستی است .

7- و من رضی عن نفسه کثُر الساخط علیه: و کسی که از خود راضی باشد، خشم گیرندگان بر او بسیار می‏شوند.

8- اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان: ناتوان‏ترین افراد کسی است که از دوست‏یابی ناتوان باشد.

9- و الفرصهُ تمرّ مرالسحاب، فانتهزوا فُرَصَ الخیر: و فرصت همانند ابر گذراست، پس فرصتهای خوب را غنیمت بشمارید.

10- افضلُ الزهد اخفاء الزهد: برترین پارسایی، پنهان نمودن پارسایی است .

11- فمن اشتاق الی الجنه سلاعن الشهوات: کسی که آرزومند بهشت باشد، تمایلات نفسانی را فراموش می‏کند.

12- و من اشفق من النار اجتنب المحرمات: و کسی که از دوزخ می‏ترسد، از کارهای حرام دوری می‏کند.

13- و من زهد فی الدنیا، استهان بالمصیبات: و کسی در دنیا پارسایی ورزد، سختی‏ها را سبک می‏شمارد.

14- و من ارتقب الموت، سارع الی الخیرات: و کسی که در انتظار مرگ باشد، به سوی نیکی‏ها می‏شتابد.

15- فمن اَمَر بالمعروف، شَدّ ظهور المؤمنین: کسی که امر به معروف نماید، پشت اهل ایمان را محکم می‏کند. (مؤمنان را توانمند می‏نماید).

16- کُن سَماحاً و لا تکن مُبذّراً: بخشنده باش، ولی اسراف کننده و ولخرج مباش.

17- اشرفُ الغنی‏ ترکُ المُنی‏: بالاترین و برترین بی نیازی، رها نمودن آرزوهاست.

18- انّ اغنی الغنی العقل: همانا بالاترین توانگری، خرد است .

19- و اکبر الفقر الحُمق: و برزگترین تهیدستی، کم خردی و نادانی است .

20- و او حشُ الوَحْشهِ العُجْبُ: وحشتناک‏ترین تنهایی و ترس، خود بینی است .

21- و اکرم الحسَب حُسن الخلق: گرامی‏ترین اصل و تبار، خوشخویی است.

22- لا قربه بالنوافل اذا اضرّت بالفرائض:هرگاه مستحبّات به واجبات زیان رساند، (آن مستحبات) سبب نزدیکی به خدا نمی‏گردد.

23- لسان العاقل وراء قلبه: زبان دانا در پشت قلب اوست.

24- و قلب الاحمق وراء لسانه : و قلب نادان در پشت زبانش می‏باشد.

25- قدر الرجل علی قدر مروءته: صداقت و راستگویی مرد به اندازه جوانمردیش می‏باشد .

26- و عفته علی قدر غیرته: و پاکدامنی مرد به اندازه غیرت اوست.

27- الظّفَر بالحَزْم: پیروزی در سایه هوشیاری و دور اندیشی است .

28- اولی الناس بالعفو اقدرهم علی العقوبه: شایسته‏ترین افراد به گذشت، تواناترین آنان بر کیفر است .

29- لا غنی کالعقل، ولا فقر کالجهل: هیچ بی‏نیازی همانند خرد، و هیچ تهیدستی مانند نادانی نیست.

30- و لا میراث کالادب و لا ظهیر کالمشاوره: هیچ سرمایه‏ای همچون ادب و هیچ پشتیبانی همانند مشورت نیست .

31- القناعه مال لا ینفد: قناعت دارایی تمام نشدنی است .

32- المال ماده الشهوات: ثروت مایه و اصل تمام شهوت هاست.

33- اللسان سَبُعٌ، ان خُلّی عنه عقر: زبان درنده است، اگر رها شود می‏گزد.

34- فوت الحاجه اهون من طلبها الی غیر اهلها: از بین رفتن خواسته، آسانتر و بهتر از آن است که از نا اهل درخواست نمایی.

35- العفاف زینه الفقر، و الشکر زینه الغنی: پاکدامنی زینت تهیدستی، و سپاسگزاری زینت توانگری است .

36- لا یری الجاهل الا مفرطاً او مفرطً: نادان همواره یا افراط کننده (تندرو) است، یاکوتاهی کننده و ضایع کننده.

37- اذا تم العقل نقص الکلام: هرگاه خردکامل گردد، سخن کم می‏شود.

38- نَفَسُ المرءِ خُطاه الی اجله: نفس‏های هر انسانی، گام‏های او به سوی زمان مرگش است.

39- رأیُ الشیخ احبّ الیّ من جَلَدِ الغلام: اندیشه و فکر پیر (دانا) در نزد من، از صلابت و دلیری نوجوان بهتر است .

40- قیمه کلّ امری ما یُحسنه: ارزش هر فرد به میزان کاری است که می‏تواند آن را نیکو انجام دهد.

41- من اصلح ما بینه و بین الله، اصلح الله ما بینه و بین الناس: هر کسی که میان خود و خدا را درست نماید، خدای تعالی نیز میان او و مردم را اصلاح می‏نماید.

42- و من اصلح امر آخرته اصلح الله امر دنیاه: و کسی که کار آخرتش را نیکونماید، خدای تعالی نیز کار دنیایش را نیکو می‏نماید.

43- لا یَقِلُ عملٌ مع التقوی: کار توأم با پرهیز کاری، اندک نیست .

44- نوم علی یقین خیر من صلاه فی شک: خواب توأم با باور، از نماز در حال تردید بهتر است .

45- هلک فیّ رجلان: محبّ غال، و مُبغضٌ قال: درباره من دو طایفه نابود شدند: دوستدار غلو کننده، و دشمنی که بیش از اندازه دشمنی می‏نماید.

46- اضاعه الفرصه غصه: ضایع کردن فرصت،اندوه به بار می‏آورد.

47- و عجبت لمن شک فی الله و هو یری خلق الله: در شگفتم از کسی که در (وجود) خدا تردید دارد و حال آنکه آفریده خدا را می‏بیند!

48- و عجبت لعامر دارالفناء و تارک دارالبقاء: در شگفتم از کسی که سرای ناپایدار را آباد می‏کند و خانه همیشگی (آخرت) رها می‏نماید.

49- و عجبت للمتکبر الذی کان بالامس نطفه و یکون غداً جیفه: و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه بوده است و فردا مردار خواهد بود!

50- الصّلوه قربانُ کلّ تقی: نماز، وسیله تقرب هر پرهیزکاری است.

51- و الحَجّ جهادُ کلّ ضعیف: و حج، جهاد هر ناتوان است .

52- ولکل شی‏ء زکاه و زکاه البدن الصیام :و هر چیز زکاتی دارد، و زکات بدن روزه است .

53- و جهاد المرأه حسنُ التّبعل:و جهاد زن، نیکو شوهرداری نمودن است .

54- استنزلوا الرزق بالصدقه:با صدقه دادن فرود آمدن روزی را بخواهید.

55- من ایقن بالخَلَف جاد بالعطیّه: کسی که پاداش را باور داشته باشد، در بخشش جوانمردی می‏نماید.

56- تنزلُ المَعونه علی قدر المونه: یاری (روزی هر کس) به میزان نیاز و قوت روزانه‏اش فرود می‏آید.

57- ما عال من اقتصد:کسی که در زندگی میانه‏روی نماید، تهیدست نمی‏شود.

58- التودّد نصف العقل: دوستی با مردم، نیمی از خرد است.

59- الهَمّ نصف الهَرَم: غم و اندوه، نیمی از پیری است.

60- سوسوا ایمانکم بالصدقه: ایمان خود را با صدقه نگهداری کنید.

61- و حصنوا اموالکم بالزکاه: و ثروت خود را با دادن زکات (از تلف شدن) نگهدارید.

62- و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء: با نیایش موج‏های بلا را دور نمایید.

63- یا کمیل! العلم خیر من المال: ای کمیل! دانش بهتر از ثروت است .

64- المَرءُ مخبوءٌ تحت لسانه:

مرد پنهان است در زیر زبان خویشتن قیمت و قدرش ندانی تا نیاید در سخن.

65- هک امرَوٌ لم یعرف قدره:کسی که حرمت و وقار خود را نشناخت، تباه شد.

66- لکلّ امرِیٍ عاقبه، حُلوهٌ او مُرّه: هر کسی فرجامی دارد، شیرین یا تلخ.

67- الراضی بفعل قوم کالدّخل فیه معهم : کسی که به کار گروهی خوشنود باشد، همانند کسی می‏باشد که در آن کار با ایشان بوده است .

68- من استبدّ بر أیه هلک: کسی که خود رأی باشد، نابود می‏شود.

69- و من شاور الرجال شارکها فی عقولها: و کسی که با مردان مشورت نماید، در عقل آنان شریک می‏شود.

70- من کتم سره کانت الخیره بیده:کسی که رازش را پنهان نماید، اختیار او به دست خودش می باشد.

71- الفقر الموتُ الاکبر:تهیدستی مرگ بزرگ است.

72- لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق : اطاعت از مخلوق در چیزی که موجب نافرمانی آفریدگار باشد، جایز نیست.

73- الناس اعداء ما جهلوا: مردم با آنچه که نمی‏دانند، دشمنند.

74- ترک الذنب اهون من طلب التوبه: رها نمودن گناه، از درخواست توبه آسانتر است.

75- آله الریاسه سعه الصدر: افزار سروری و بزرگی ، فراخی سینه (شکیبایی و تحمل مشکلات و ...) است.

76- أُزجُرِ المسی‏ءَ بثواب المحسن : بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار، (از بدی) باز دار.

77- اللّجاجه تَسل الرأی: سرسختی نمودن، فکر و اندیشه را سست و ناتوان می کند.

78- الطمع رقّ مؤبّد:طمع بردگی ابدی است .

79- ثمره التفریط الندامه: نتیجه سستی و کوتاهی نمودن در کارها، پشیمانی است.

80- و ثمره الحزم السلامه : و نتیجه هوشیاری و دور اندیشی ، سلامت (از گزندها) می باشد.

81- من أبدی‏ صفحته للحقّ هلک: کسی که در برابر درستی و راستی به نبرد برخیزد، نابود می‏شود.

82- من لم یُنجه الصبّر اهَلکه الجزعُ: کسی که شکیبایی او را نجات ندهد، ناشکیبایی وی را نابود می‏سازد.

83- من حساب نفسه ربح ، و من غفل عنها خسر:کسی که محاسبه نفس نماید، سود می‏برد و کسی که از آن غافل باشد، زیان می‏بیند.

84- الجود حارس الاعراض: جوانمردی و بخشش ، پاسدار آبروهاست.

85- و الحلم فدام السفیه: شکیبایی ، دهن بند نادان است.

86- و العفو زکاه الظفر: گذشت زکات پیروزی است.

87- و قد خاطر من استغنی برأیه: و کسی که به فکر و اندیشه‏اش بی‏نیاز شد (و در کارها مشورت ننمود و از فکر و اندیشه افراد بهره‏مند نگشت) ، خود را در خطر می افکند.

88- و من التوفیق حفظ التجربه: نگهداری تجربه از (اسباب ) موفقیت (در کارهای نیک) است.

89- ولا تأمننّ ملولاً:از انسان افسرده و دلتنگ آسوده مباش (در کارها به او تکیه نکن).

90- عُجْب المرء بنفسه احدُ حسّاد عقلِه: خودبینی و خودپسندی فرد، یکی از حسودان (دشمنان) عقل اوست.

91- اَغضِ علی القَذی‏ والاّ لم ترض ابداً: برخار (رنجها) چشم فروبند (ناملایمات را نادیده بگیر)، و گرنه هرگز خوشنود نمی شوی.

92- الخلاف یهدم الرأی: اختلاف و درگیری ، فکر و اندیشه را ویران می‏کند.

93- فی تقلّب الاحوال عُلم جواهر الرجال: در دگرگونی حالات افراد، گوهرهای وجودشان دانسته می‏شود.

94- حسد الصدیق من سقم الموده: حسد ورزیدن به دوست، از بیماری دوستی به شمار می‏آید.

95- لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن: درباره افراد مطمئن براساس گمان داوری نمودن، از عدالت نیست.

96- بئس الزاد الی المعاد، العدوان علی العباد: ستم بر بندگان ، بدتوشه‏ای به سوی آخرت است.

97- من کساه الحیاء ثوبه ، لم یرالناس عیبه: کسی که شرم جامه‏اش را بر او پوشاند، مردم عیبش را نمی‏بینند.

98- بکثره الصمت تکون الهیبه: به بسیاری سکوت (بجا)، ابهت پدید می‏آید.

99- و بالنصفه یکثر المتواصلون: انصاف ، سبب زیاد شدن دوستان می گردد.

100- و بالافضال تعظم الاقدار: نیکی نمودن، سبب بزرگ شدن قدر و منزلت‏ها می‏شود.

101- و بالتواضع تتم النعمه: با فروتنی نعمت کامل می‏شود.

102- و بالسیره العادله یقهر المناوی : رفتار عادلانه موجب شکست دشمن می‏شود.

103- الطامع فی وثاق الذّل:طمعکار در قید ذلت و خواری است .

104- کفی بالقناعه ملکا و بحسن الخلق نعیماً: برای انسان سلطنت قناعت و نعمت خوی نیک، بس است .

105- من اَتی غَنّیاً فتواضعَ له لِغناه ذهب ثُلثا دینه: کسی که به نزد توانگری برود و به خاطر ثروتش برای او فروتنی نماید، 23 دینش تباه می‏شود.

106- من اطاع التّوانی ضیّع الحقوق: کسی که سستی و تنبلی نماید، حقوق دیگران را تباه می‏سازد.

107- و من اطاع الواشی ضیّع الصّدیق: و کسی که به گفتار سخن چین اهمیت بدهد، دوستان خود را از دست می‏دهد.

108- الحَجرُ الغصب فی الدار، رهنٌ علی خرابها: سنگ غصبی به کار رفته در بنای خانه ، گرو ویرانی آن است.

109- افضل الاعمال ما اکرهت نفسک علیه: برترین کارها آن است که (با اینکه برخلاف خواسته نفست می‏باشد)، خود را بر انجام آن وادار نمایی.

110- مراره الدنیا حلاوه الاخره ، و حلاوه الدنیا مراره الاخره: تلخی دنیا (مایه) شیرینی آخرت است، و شیرینی دنیا (مایه) تلخی آخرت می‏باشد.

دفعات مشاهده: 5870 بار   |   دفعات چاپ: 747 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 86 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Department of Islamic Studies
«بجز از حشق که ابزار سرافرازی بود ‌آزمودیم همه کار جهان بازی بود.»
Persian site map - English site map - Created in 0.216 seconds with 1011 queries by yektaweb 3525