[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
درباره گروه معارف::
معرفی افراد::
امورپ‍ژوهش::
کتابخانه گروه::
امورآموزشی::
اخبار::
آلبوم تصویری::
پایگاه های مفید::
مقالات درس اخلاق اسلامی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
لطفا نظرتان را درخصوص سایت گروه معارف بیان فرمایید.
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
rss

AWT IMAGE

..
جزوات درسی
..
:: سلوک الهی ::
راهکارهای سلوک الهی و نکات دینی و عرفانی
اخلاق اجتماعی، بنیاد انسجام اجتماعی و همگرایی مردمی است. اصولا جامعه استوار، جامعه اخلاقی است و استوارترین آن ها اخلاقی ترین آن هاست.
از آن جایی که دست یابی به مقامات عالی انسانی در شرایط اجتماعی فراهم تر است و انسان به همین سبب موجودی اجتماعی است، آموزه های وحیانی قرآن و اسلام نیز متوجه مسائل اجتماعی است.
رهبران اسلامی در قول و فعل و تقریر خویش بر آن هستند تا به ارایه بهترین ها و کامل ترین های اخلاقی، وضعیت اخلاقی را ارتقا دهند. از این رو پیامبر گرامی مأموریت بعثت خویش را اکمال مکارم اخلاقی برمی شمارد و دیگر رهبران و امامان معصوم(ع) به پیروی از آن حضرت نه تنها به این مهم دعوت کردند بلکه خود در سنت و سیره خویش بهترین ها و کامل ترین ها را به نمایش گذاشتند تا مردم بتوانند با پیروی از آنان خدایی شدن را تجربه کنند.
امام محمدبن علی باقر(ع) یکی از این رهبران و پیشوایان امت اسلام است که به این مهم توجه داده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به گوشه ای از سنت و سیره آن حضرت(ع) این موضوع مهم را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
سخن از سیره اخلاقی امامان(ع) با توجه به کمبود منابع بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا کم تر مورخی به سیره عملی آنان در زندگی توجه کرده و به جزئیات آن پرداخته است و بیش تر راویان حدیث به ضبط و ثبت سخنان و روایات ایشان بسنده کرده و کم تر به حوزه ثبت و ضبط گزارش ها و اخبار زندگی ایشان توجه داشته اند. از این رو حجم این دسته از اخبار و احادیث بسیار کم است.
با این همه از آن جایی که امامان معصوم(ع) هرگز سخنی را بر زبان نمی رانند که خود پای بند به مفاهیم آن نباشند، می توان حکم کرد که سفارش ها و سخنان آنان به دیگران، در حقیقت همان سیره عملی آنان است و نمی توان سنت ایشان را از سیره آنان تفکیک کرد؛ چرا که خود بر این باورند که «رطب خورده کی (چون) منع رطب کند»؛ زیرا خداوند فرمان داده تا انسان پیش از این که دیگران را به امری فرمان دهد یا پرهیز دهد و نهی نماید، می بایست خود عامل بدان باشد. از این رو خداوند در مقام سرزنش گروهی از مومنان می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا آن چه می گوئید، خود بدان عمل نمی کنید. گناه بسیار بزرگی است که بگوئید آن چه را خود عمل نمی کنید.» (صف، آیات 2 و 3)
و در جایی دیگر می فرماید: «آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خودتان را فراموش می کنید.» (بقره، آیه 44)
سیره اخلاقی امام باقر(ع)
بنابراین، پیشوایان دین به عنوان سرمشق و اسوه های بشریت، خود به آن چه به عنوان سنت در سخن خویش بیان و دعوت می کردند، عمل می کردند و در عمل به نیکوترین آن ها سبقت می جستند تا به حکم خداوند «واستبقوا الخیرات» در کارهای نیکو و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت بجویید.» (سوره مائده، آیه 48 و بقره، آیه 148) و نیز حکم «و سارعوا الی مغفره من ربکم؛ به مغفرتی از پروردگارتان شتاب گیرید» (آل عمران، آیه 133) عمل کرده باشند.
با توجه به فرمان و سفارش آیه 145 اعراف: «و در الواح تورات برای او در هر موردی پندی و برای هر چیزی تفصیلی نگاشتیم، پس فرمودیم: «آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادار کن که بهترین آن را فراگیرند، به زودی سرای نافرمانان را به شما می نمایانم.»(اعراف، آیه 145) ائمه نیز بهترین و نیکوترین هر چیزی را می گرفتند و به بهترین و نیکوترین شکل عمل می کردند؛ چنان که در میان افکار و اندیشه ها و آراء و سخنان نیز این گونه عمل می کردند و با شنیدن همه آن ها، بهترین و نیکوترین را انتخاب کرده و بدان عمل می کردند تا به حکم آیه 81 سوره زمر عمل کرده باشند که خداوند می فرماید: «به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند. اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.»
امام باقر(ع) نیز این گونه بود و همواره به بهترین و نیکوترین سخن و کار سفارش می کرد و خود بهترین ها و نیکوترین ها را انجام می داد که در سیره آن حضرت به همان مقدار اندکی که گزارش شده می توان نمونه هایی را یافت که از نظر راویان بسیار چشمگیر و برجسته بود و به نقل و گزارش آن اقدام کردند. نمونه زیر از همین موارد است:مردی ناصبی از اهالی شام در مجالس امام باقر(ع) حاضر می شد و می گفت: «من می دانم طاعت خدا و رسول خدا در دشمنی با شما اهل بیت است، ولی چون شما مرد فصیح و باادب و خوش سخنی هستید، در مجالس تان شرکت می کنم.»
امام باقر پاسخ او را با خوشرویی می داد و می فرمود: «هیچ چیزی بر خداوند پنهان نیست.»
چندی بعد مرد شامی مریض شد و مرضش شدت یافت. دوست خود را صدا کرد و به او وصیت کرد که وقتی از دنیا رفتم، برو محمدبن علی الباقر را خبر کن تا بر من نماز بگزارد. نیمه های شب، مرد شامی از دنیا رفت. او را در پارچه ای پیچیدند. نیمه های شب، دوست او خدمت امام باقر(ع) رسید و گفت: «آن مرد شامی از دنیا رفت. او از شما خواسته تا بر او نماز بخوانید.
حضرت باقر فرمود: «برو تا من بیایم.»
سپس برخاست و وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند و تا طلوع آفتاب در سجده بود. آن گاه به خانه آن مرد شامی رفت و نام او را صدا زد.
مرد در کفنش جواب امام را دارد. امام او را نشاند و فرمود شربتی برای او بیاورند. سپس برخاست و رفت.
چند روز بعد مرد شامی کاملا بهبود یافت و خدمت امام باقر رفت و عرض کرد: «مجلس را برای من خلوت بفرمایید.»
امام مجلس را خلوت کرد. مرد گفت: «شهادت می دهم که شما حجت خدا بر بندگانش هستید و دری که از آن باید به سوی خدا رفت شمایید. هرکس از غیر راه شما به سوی خدا برود زیانکار و گمراه خواهد بود».
امام فرمود: «چرا عقیده ات عوض شده؟»
او گفت: «من درحال مرگ، با چشم خود دیدم و با گوش خود شنیدم که منادی ندا کرد: روح او را باز گردانید چرا که محمدباقر از ما خواسته است او را به دنیا بازگردانیم.»
امام فرمود: «مگر نمی دانی که گاهی خداوند، بنده ای را دوست دارد، ولی از عملش خشمگین است؟ و گاهی نیز از بنده ای خشمگین است ولی عملش را دوست دارد؟» (یعنی تو از همان ها هستی)از آن روز به بعد، مرد از اصحاب خوب امام باقر(ع) شد.مناقب آل ابیطالب ج 4، ص 183،بصائرالدرجات، ج 3، ص 63،بحار / 64/ 261
آن حضرت(ع) همانند دیگر معصومان(ع) با کینه و دشمنی شامیان مواجه بود و آنان در برابرش سخن درشت و بی ادبانه می گفتند و در بیش تر موارد به امیرمومنان علی(ع) اهانت می کردند و با آن که حضرات در اوج قدرت و عزت بودند و با سخنی «کن فیکون» می کردند و موجبات « لساخت الارض علی اهلها» فراهم بود، با این همه کوتاه می آمدند و با نرمی و خوشرویی با اهل شام و دشنام آنان برخورد می کردند.
نیک خویی و خوشرویی در سیره و گفتار امام
از مهم ترین ویژگی ها و اساسی ترین صفات و حالات انسان مومن، خوشرویی است. خوشرویی بهترین ابزار دست یابی به مقامات انسانی، حرکت در مسیر خدایی شدن و قرارگرفتن در مقام خلافت الهی است. هرکسی اگر بخواهد در جامعه، محبوب و در نزد پروردگارش عزیز باشد، خوشرویی را سبب رسیدن به این امور مهم کند.
یکی از نعمت ها و رحمت های رحیمی خداوند به بندگان آن است که به ایشان حسن خلق عنایت کند و این صفت در آنها به تمام وکمال تحقق یابد؛ چرا که بنیاد روابط درست اجتماعی و اخلاقی، در حسن خلق و نیک خویی است که در خوشرویی خود را نشان می دهد. ترشرویی درهر کسی بیانگر تندخویی و سخت دلی است. انسانی که نرم و لطیف است، در خوشرویی آن را نشان می دهد و مردم جذب همین خوشرویی انسان می شوند، چنان که زنبور عسل جذب خوشبویی گلها می شود. خداوند در آیه 159 سوره آل عمران می فرماید: «به سبب رحمتی از خداوند در برابر مردم، نرمخو شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی، آنان از پیرامونت پراکنده می شدند». بنابراین علت گرایش مردم و جذب و جلب قلوب آنان به سوی پیامبر(ص) را باید در نرم خویی و خوشرویی ایشان دید که به رحمت و عنایت خاص الهی در وی پدید آمده بود.
انسان نرمخو و خوشرو در اوج خشم و غضب و هیجانات و واکنش های عصبی طبیعی، چون مدیریت را به عقل و رحمت انسانی الهی سپرده است، آرام می گیرد و خشم خود را فرو می برد و حلیمانه برخورد می کند و ترشرویی نمی کند چه برسد که برپایه خشم عمل کند و پشیمان گردد.
از این رو خداوند، مومنان را با عنوان کاظم و فروبرنده خشم و غیظ معرفی می کند.(آل عمران، آیه 134)
امام باقر(ع) براساس این آموزه قرآنی می فرماید: تو را به پنج چیز سفارش می کنم: اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن؛ و اگر به تو خیانت کردند، خیانت مکن؛ و اگر تکذیبت کردند و تو را دروغگو پنداشتند، خشمگین مشو؛ اگر ستایش و مدحت کنند شادمشو، و اگر سرزنش نکوهش ات کنند، بیتابی مکن. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 57، ص 167)
بسیاری از درگیری های اجتماعی به سبب همین امور است که گاه به کینه وحتی جنگ و خشونت می انجامد و بنیاد جامعه را که همگرایی و همدلی و انسجام است فرو می پاشاند و مردم را به واگرایی از یکدیگر می کشاند و دشمن جان و مال و عرض یک دیگر می کند. اگر مقابله به مثل خوب است، دراین موارد مورد ستایش نیست و به عنوان امری نیک وپسندیده سفارش نمی شود؛ زیرا هم جامعه را به سوی دشمنی و کینه ها و نابهنجارها می برد و هم انسان را از اخلاق نیک و پسندیده دور می سازد و دریک فرآیند، شخصیت اخلاقی انسان را تباه می کند و جامعه را به جامعه ضد اخلاقی تبدیل می کند. بنابراین اگر احسان و عفو و گذشتی مطرح است، همین موارد مهم ترین جایی است که می بایست به آن توجه داشت و عمل کرد.
درگزارش هایی که درباره سیره امام باقر(ع) آمده است، می توان نمونه هایی از حلم و بردباری آن حضرت را به دست آورد. دریکی از این گزارش های تاریخی و روایی آمده است: مردی مسیحی از روی کینه ای که با امام علیه السلام داشت کلمه «باقر» را به «بقر» تغییر داد و به آن حضرت گفت: انت بقر. امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان دهد و اظهار عصبانیت کند با کمال سادگی فرمود: نه من بقر نیستم، من باقرم.
مسیحی گفت: توپسر زنی هستی که آشپز بود. امام فرمود: شغلش این بود، عارو ننگی محسوب نمی شود.
مسیحی گفت: مادرت سیاه و بی شرم و بد زبان بود. امام فرمود: اگر این نسبت ها را که به مادرم می دهی راست است خدا او را بیامرزد و از گناهانش بگذرد؛ و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی.
مشاهده این همه حلم از مردی که قادر بود، همه گونه موجبات آزار یک مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد کند و او را به سوی اسلام بکشاند. از این رو آن مرد با دیدن حلم و وقار امام و سیره قرآنی اش به دامن اهل بیت (ع)آویخت و مسلمان شد. (مناقب این شهر آشوب/ 4/207، بحار/ 64/ 289، نورالابصار مازندرانی/ ص 51، اعیان الشیعه /1/653)
اصولا از نظر اسلام مصداق اصلی احسان و نیکی را باید دراین امور به نمایش گذاشت وگرنه درجایی که همه خوب و پسندیده هستند و نیک و خوب عمل می کنند، نیکی کردن سخت و دشوار نیست، بلکه سختی کار در احسان و ایثار درجایی است که همه برخلاف حسنه به سیئه روی می آورند به جای خوبی بدی می کنند. آن جاست که احسان کردن ونیکی ورزیدن سخت و دشوار است. از این رو امام باقر (ع) درمقام ارزش گذاری می فرماید: چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد. (بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج 57، ص 172) به این معنا که انسان عاقل و عالم کسی است که حلیم باشد و با علم و حلم می توان بر زندگی و جامعه چنان چیره شد که هیچ رنجی از مشکلات و مصیبت ها نبرد و بتواند نه تنها دوستان را در کنار خود نگه دارد بلکه دشمنان را به جرگه دوستان درآورد.
آن حضرت در یکی از سخنانش درباره چگونگی برقراری ارتباط صحیح با افراد مختلف جامعه به شکلی جامع و مختصر این گونه بیان می کنند: «مردم دو دسته اند، یا مؤمن و یا جاهل. پس مؤمن را آزار مدهید و با جاهل بی خردی نکنید وگرنه مثل او خواهید بود.» (حلیه المتقین، محمدباقر مجلسی، ص 236)
از نظر ایشان بهترین شیوه مطلوب برخورد با قشرهای مختلف مردم باید این گونه باشد: «با منافق به زبان خوش، سازگاری کنید و اگر یهودی با شما همنشینی کرد، با وی نیکو مجالست نمائید. اما محبت قلبی خود را برای مؤمنان، خالص گردانید.» (تحف العقول، حسن بن علی حرانی، ص301)
از نظر امام باقر(ع) انسان باید نیکی و خوبی را از بدان بیاموزد؛ یعنی به آن چه آنان عمل می کنند، عمل نکند. از لقمان حکیم پرسیدند: ادب از کی آموختی؟ گفت: از بی ادبان. هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از انجام آن پرهیز کردم. بنابراین می توان از بدان نیز حکمت آموخت و با انجام خلاف عمل و قول آنان، نیک خوو ادیب شد.
آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: چه بسیار خوب است نیکی ها پس از بدی ها، و چه بسیار بد است، بدی ها پس از نیکی ها. (کافی، ج2، ص 458)
البته بسیاری از مردم، در مقام فطرت، خوب سخن می گویند و بد عمل می کنند. از این رو گفته شده نیت و قصد، نیکوتر و بهتر از عمل است. هم چنین بیشتر مردم کم تر به آن چه می گویند عمل می کنند. بنابراین، فراتر از عمل مردم باید به سخن نیک آنان نگریست و به آن عمل کرد چنانکه حضرت فرمود: سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج57، ص 170)
آن حضرت در جایی دیگر بر همین نکات تأکید می کند و می فرماید: سه چیز از خصلت های نیک دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ستم کرده است، گذشت کنی؛ به کسی که از تو بریده است، بپیوندی و صله رحم کنی؛ و هنگامی که با تو به نادانی و جهالت رفتار شود، بردباری کنی و حلم پیشه گیری. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج57، ص173)
خوشروئی، ابزار محبوبیت
همواره بهترین بگویید تا دست کم بهتر بشنوید. پس نیکوترین را بگویید و انجام دهید تا نیک بشنوید و نیک ببینید. امام باقر(ع) خود این گونه بود و به دیگران سفارش می کرد: بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند، درباره مردم بگویید. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 56، ص 152)
فرصت عمر کوتاه است و نباید با اعمال زشت و ناپسند آن را کوتاه تر سازیم؛ زیرا برخی از اعمال و کارهای ما، از عمر ما می کاهد؛ چنان که برخی از کارها بر عمر آدمی می افزاید. امام باقر(ع) از جمله کارهایی را که موجب افزایش عمر است، خوشرویی با خانواده و همسر می داند و بر آن تأکید می ورزد و می فرماید: هرکس با خانواده اش خوشرفتار باشد، بر عمرش افزوده می گردد. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج57، ص 175)
آن حضرت(ع) هم چنین درباره رفتار نیک با خانواده و خویشان می فرماید: صله ارحام، عمل ها را پاکیزه می نماید، اموال را افزایش می دهد، بلا را دور می کند، حساب آخرت را آسان می نماید، و مرگ را به تاخیر می اندازد. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج17، ص111)
خداوند در آیه 12 سوره رعد بر صله رحم و تحکیم روابط خویشاوندی با دید و بازدید و کمک و یاری تاکید می کند و آن را موجب رهایی از آتش دوزخ می شمارد و بیان می کند که تنها مومنان هراسان از آتش دوزخ هستند که بر ارتباط خویشاوندی و حفظ پیوندها تاکید دارند و بدان عمل می کنند. قرآن در آیات متعدد، پیوند با خویشان را از نشانه های مومنان می شمارد و بر انجام و رعایت آن در شکل احسان و نیکوکاری در اخلاق و مال و ثروت و مانند آن تاکید می کند. از جمله این آیات می توان به آیات 38 و 177 سوره بقره، و نیز آیات 8 و 63سوره نساء و آیه 14 سوره انفال و آیه 09 سوره نحل و آیه 62 سوره اسراء و 22 سوره نور و 83سوره روم و آیات دیگر اشاره کرد.
امام محمدباقر(ع) در حوزه رفتار نیک اجتماعی و خلق نیک و پسندیده موارد بسیاری را بیان می کند که بخشی از آن ها عبارتند از: راستگویی و امانت داری (بحارالانوار، دار احیاء الترا العربی، ج57، ص 179)، پرهیز از دشنام گویی (همان، ص 176)، پرهیز از غیبت و بهتان (همان، ص178)، تواضع و فروتنی (همان، ص 176)، پیشدستی و سبقت در سلام (همان، ص176)، ترک جدال و مجادله (همان) و پرهیز از فخرفروشی به علم (همان، ج 2، ص 83).
اگر انسان بخواهد حتی در جامعه، معتبر شود و محبوب مردم گردد، باید خوشرویی را به عنوان یک ابزار برای رسیدن به این هدف در نظر گیرد؛ زیرا هیچ انسانی گرایش به تندخویان و ترشرویان ندارد و از آنان می گریزد هر چند که قدرتمند و ثروتمند و صاحب تحصیلات عالیه باشند و مردم از قدرتشان حساب برند و به ثروتشان چشم بدوزند. اما خوشرویان نه تنها در قلوب مردم جای دارند بلکه شریک مال و قدرت و ثروت آنان نیز هستند.
حضرت کودکان را از همان کودکی برپایه تربیت اسلامی پرورش می داد. از نظر آن حضرت(ع) بین الطلوعین به سبب ظرفیت زمانی، یکی از بهترین زمان های تربیت کودکان است. از این رو امام صادق(ع) درباره سیره عملی آن حضرت(ع) در آموزش و پرورش کودکان در این ساعات می فرماید: «ایشان پیوسته ما را جمع می کردند و به ذکر خدا فرمان می دادند تا آفتاب بزند و هر کدام ما که خواندن قرآن می دانستیم، دستور به خواندن می دادند و هر کدام که نمی دانست، به او دستور ذکر می دادند و می فرمودند: در هر خانه ای که قرآن تلاوت شود، برکت آن خانه زیاد می شود.» بحارالانوار، ج 64، ص 297؛ اصول کافی، ج4، ص258)
کیفیت و زمان شهادت امام باقر(ع)
در مورد نحوه شهادت امام باقر(ع) گزارش ها و روایات متفاوتی ذکر شده است که صحیح ترین و قابل قبول ترین آنها، خورانده شدن زهر از طریق غذا به دستور هشام بن عبدالملک است که امام(ع) بر اثر آن مسموم شده و بعد از چند روز رحلت فرمودند. (محمدباقر مجلسی، جلاءالعیون، ص 513؛ عباسقلی خان سپهر، ناسخ التواریخ، ج2، ص334)
حضرت در روز دوشنبه 7 ذیحجه سال 114 هجری و در سن 75سالگی به فیض شهادت رسیدند (مجلسی، همان؛ علی بن محمدابن صباغ، فصول المهمه، ص221-220؛ محمدبن حسن فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص 340، علی محمد، علی دخیل، ائمتنا، ج1، ص336؛ احمدبن محمد، ابن خلکان، و فیات الاعیان، ج4، ص174) و در قبرستان بقیع مدفون شدند. (علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج2، ص322) مدت امامتشان حدود 91 سال و 2ماه بود و البته برخی از مورخین 81 سال هم نقل کرده اند. (احمدبن محمد ابن خلکان، و فیات الاعیان، ج4، ص174)
دفعات مشاهده: 1271 بار   |   دفعات چاپ: 357 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Department of Islamic Studies
«بجز از حشق که ابزار سرافرازی بود ‌آزمودیم همه کار جهان بازی بود.»
Persian site map - English site map - Created in 0.198 seconds with 1012 queries by yektaweb 3465